غزل عاشقانه ی زیبای جاده چالوس (سیدامیرعربی) خلوت کرمانشاهی
نشستی پیشم و قلبم چنان ناقوس می ماند
لبم از ذکر یا سبوح یا قدوس می ماند
رخت نیلوفری چادر گلی و روسری آبی
میان حسن ترکیبت پر طاووس می ماند
سیاه بیشه ی پر پیچ زلفت پر خطر اما
خیال انگیز مثل جاده ی چالوس می ماند
دوباره جاده و باران تمشک ناب لبهایت
ولی از شرم دل در حسرت یک بوس می ماند
سفر طی شد خجالت باز هم شد دست و پا گیرم
نشد وصلی نصیب و باز هم افسوس می ماند
به شآنت شعر باید گفت مثل حافظ و سعدی
برای وصف رویت طبع من مایوس می ماند
دوباره (خلوت) شیرینمان چون باد رفت از کف
خیال بی تو بودن مثل یک کابوس می ماند
شعر:سیدامیرعربی (خلوت کرمانشاهی)






وبلاگ ادبی اینجانب سید امیر عربی (خلوت) از شاعران کرج

